شيخ حسين انصاريان

35

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

شب به خواب ديدم كه كسى نامهء عمل را به من مىنماياند و آن عمل در آنجا نوشته است ؛ من به خود گفتم : سبحان اللّه من از آن عمل توبه كردم چرا در اينجا باشد ؟ آن شخص گفت : اگر تو اين نوشته را مىتوانى محو كرد به حيثيّتى كه اثر از او نباشد ، توبهء تو قبول است ، و گرنه ، نه و اين كنايه از گريه و استغاثه است چنان كه مذكور شد . و چه بسا باشد كه تو نصيحت كنى مردم را و به اعتقاد خود كار خوب مىكردى و در باطن غرض تو جلب قلوب ايشان باشد نه تخويف « 1 » الهى ! ! غفلت عالم محققان گفته‌اند : اگر واعظ از متابعت اقوال و افعال انبيا محروم باشد و مقصود او از وعظ ، طلب شهرت و اظهار فضل خود باشد سخن او در صورت و معنى مؤثر نيايد ، بلكه باطن مستمع را از كدورت غفلت او آفت‌هاى عظيم رسد ! عزيزا ! علماى حقيقى و مشايخ معنوى چون قدم مبارك بر منبر وعظ نهند ، جبّه « 2 » و دستار عرض ندهند و هر طاعت كه اداى آن بر خلق مستحب است بر خود سنّت دانند ، چنان كه در شأن اهل كتاب آمده : [ أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ ] « 3 » . آيا مردم را به نيكى فرمان مىدهيد و خود را [ در ارتباط با نيكى ] فراموش مىكنيد ؟

--> ( 1 ) - تخويف : ترساندن . ( 2 ) - جبّه : نوعى پيراهن . ( 3 ) - بقره ( 2 ) : 44 .